هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
362
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
پسر درويش و دو برادرش حاجى احمد ، بعد از آن ، جمعى از رعاياى لاميشان « 1 » در جزو نزد بنده آمدند و مذكور داشتند كه لاميشان ملك ما فقرا بود . على خان سرهنگ هم خانه و منزل دارد . نواب اشرف و الا اكبر ميرزا محض دستگير نمودن اسد اللّه خان برادر على خان وارد قريه شد . بدون اطلاع وارد اندرون اسد اللّه خان شده ، با دو نفر پيشخدمت و به محض ورود زن اسد اللّه خان به تضرع خدمت نواب معظم اليه التماس مىكند و قسم مىخورد كه اسد اللّه خان اينجا نيست . قبول نفرموده ، مىروند در صندوقخانه و اتاقهاى ايشان جستجو نموده ، آنچه اسباب نقره از قبيل سر قليان « 2 » و غيره و لباس زنانه از « حرير » و « زرى » و غيره در آن جا بوده برداشته ، 5 تومان هم از كدخداى آن قريه جريمه گرفته ، از آنجا مىروند به ده اللّه يار خان . آنجا هم يك شب مىمانند . از آنجا سواره چهاردولى را با صادق ميرزا مىفرستند به ايكمشه « 3 » . شب را در آنجا مىمانند و صبحى از آنجا مىروند به غزلآباد « 4 » . و در ايكمشه هم در هر خانه كه سوار منزل كرده است ، آنچه ظرف مس و گليم و ساير اسباب به كار مىخورده ، برداشته ، مىروند . به علاوه ، آن پيرزنى « 5 » در نهايت تضرّع و زارى و وحشت ، مذكور داشت كه از قرار گفتهء او به تحقيق صحيح بوده است . پسرى داشته ، كه 300 تومان به جهت رفتن زيارت تهيه كرده بود . 100 تومان « پول سفيد » و باقى « انپريال « 6 » » و « مجيدّيه « 7 » » در خورجين بسته ،
--> ( 1 ) . لاميشان ( Lamishan ) كه امروزه به آن لامشان مىگويند و از توابع شهرستان هشترود آذربايجان شرقى محسوب گرديده و در 22 كيلومترى جنوب آن واقع شده است . اين روستا در كنار خط راهآهن تهران - تبريز قرار گرفته است . ( 2 ) . در اصل : غليان ( 3 ) . امروزه به آن ايمشجه يا ايمشيجه ( Imshijeh ) گفته و روستايى است از توابع شهرستان نوبنياد چهاراويماق ( چاراويماق ) در ارتفاع 1830 مترى از سطح دريا و 5 / 12 كيلومترى شمال غربى قرهآغاج . ( 4 ) . به آن قزلآباد ( Qazel abad ) هم مىگويند . دهكدهاى است كوچك از توابع شهرستان نوبنياد چاراويماق و در 6 كيلومترى شمال غربى قرهآغاج و در ارتفاع 2020 مترى از سطح دريا . ( 5 ) . در اصل : پيرهزنى ( 6 ) . انپريال يا امپريال ( amperyal ) ، سكهاى طلا كه در دورهء تزارى در روسيه رواج داشته است . ( 7 ) . مجيديه ، سكهاى كه در عثمانى به نام سلطان عبد الحميد ضرب شد و در مناطق شمال غربى ايران هم رواج داشته است .